با توجه به گذشت نزدیک به یک سال و نیم از آغاز کمپین یک میلیون امضا که برای بدست آوردن حداقل حقوق قانونی زنان آغاز شده است، این حرکت عکس العملهای گوناگونی را در سطح حامعه برانگیخته است و توانسته تعداد نسبتا قابل توجهی از فعالین مدنی و طرفداران حقوق بشر را دور هم جمع کند. شاید مشابه چنین حرکتهایی در تاریخ این مرز و بوم کم نباشد ولی به نظر بنده چیزی که کمپین را از حرکتهای مشابه منفک میکند ساختار و قالب فراگیر آن است که بدون دیکته کردن هر گونه ایدئولوژی و چهارچوبهای اجتماعی، همه کسانیکه از درد نابرابری در رنجند را صرفاً حول یک بیانیه گرد هم میاورد و با خود همراه میکند. شاید همین عدم مرزبندی و برخورد گزینشی سبب شده تا خیلیها کمپین را مبارزهای دولتی و در قالب نظام پندارند و پسوند "حکومتی" را که مدتی است به دنباله کلمه اصلاح طلبان همراه شده (خصوصاً بعد از انتخابات مجلس هفتم) به دنبال کمپین هم بیاورند!
شاید نکته دیگری که کمپین را از سایر حرکتهای مشابه متمایز میکند، داشتن هدف مشخص و خواسته حداقلی است که با تمامی موانع سر راهش برای تحقق آنها همچنان پافشاری میکند. خواستههایی که بسیاری معتقدند بعلت تضاد با باورهای شرعی، دستیافتنی نیستند و بسیاری دیگر اهداف کمپین را به قدری ناچیز میانگارند که دستیابی به آنها را بیارزش و بدون فایده قلمداد میکنند و عدهای هم پا از این فراتر گذارده و کمپین را صرفاً به عنوان سوپاپ اطمینان حکومت برای خالی شدن پتانسیل توده مردم (همانند حرکت اصلاح طلبان) در نظر میگیرند.
نقطه قوت و شاید متمایز دیگر کمپین، کنش و ارتباط متقابل آن به صورت چهره به چهره با جامعه پیرامونش است. آگاهی دادن به اقشار گوناگونی که سالهاست بجز اخبار دورغ و متناقض رسانههای عمومی نشنیدهاند و بجز تبلیغات کوتاه مدت انتخاباتی، یا شورشهای سرکوب شده دانشجویی، کنش و حرکت آزادیخواهانهای در تار و پود اجتماع ندیدهاند و در لاک ناامیدی و انزوا سرفربردهاند و با ترس و دلهره، سرنوشت محتومی که حاکمیت برایشان رغم زده است را انتظار میکشند.همان تودهای که در زمان انتخابات از آنها به عنوان اکثریت خاموش یاد میشود.
در کنار برقراری ارتباط با بدنه جامعه، کمپین کنشگرانی تربیت میکند که به پای سخن مردم مینشینند و شرایط فرهنگی جامعه را با پوست و گوشت خود درک میکنند و در کنار هم و با هم بودن را در راستای هدفی مشترک را تجربه میکنند. کسانیکه شاید تنها اشتراکشان حس برابریخواهی و عدالت طلبیشان باشد و از نظر عقیدتی و دیدگاه سیاسی بسیار از هم دور باشند! شاید این جمع را بتوان بزرگترین سرمایه و دستاورد کمپین دانست. در عین حال همین تمایز فکری تا کنون تنشهای بسیاری را بر بدنه کمپین وارد آورده ولی خوشبختانه هنوز نتوانسته این جمع را پراکنده کند و حتی در حاشیه جلسات کمپین، زمینه گفتگو و بحثهای فکری را میان اندیشههای مختلف، فراهم آورده است.
هر چند ممکن است کمپین حرکتی سطحی برای دستیابی به حقوق حداقلی زنان دردمند جامعه تلقی شود و یا در دید بسیاری از مردم، بزرگترین مشکل امروز زنان و مردان ما مربوط به مسائل مالی و بیکاری و اختلاف طبقاطی روزافزون باشد تا اموری مانند برابری دیه یا محدود ساختن تعدد زوجات ولی باز هم نباید از کنار چنین حرکتهایی بیتفاوت گذشت و دستاوردهای آنها را به کل نادیده انگاشت. شاید در کمترین حالت بتوان کمپین را تمرینی دانست برای خواستههای بعدی. برای فعال ساختن افراد آزادیخواهی که تا کنون جمعی آنها را درون خود نپذیرفته. تمرین این موضوع که به همدیگر به چشم دشمن یا رقیب نگاه نکنیم و به عقاید هم احترام بگذاریم و به اشتراکاتمان جهت دستیابی به هدفهای بلند مدت و کوتاه مدت، اکتفا کنیم.
البته بسیاری از نقدها را هم باید بر کمپین وارد دانست و به جای انکار آنها باید درصدد رفع آنها بر آمد مانند کوتاه آمدن نسبی بسیاری از فعالین از آرمانهای اولیه در اثر افزایش هزینهها مانند تفکیک جنسیتی کمپین در بسیاری از شهرها که شاید بجز فشارهای وارد از خارج نتوان توجیه موجهی برای آن آورد زیرا به نظر بنده، بسیاری از مشکلات خانوادگی امروز جامعه ما، به سبب همین تفکیک جنسیتی در طول سالهای کودکی و بزرگسالیست و با تفکیک جنسیتی در کمپین، تا حدود زیادی جنبه فرهنگی این حرکت کمرنگ خواهد شد. یکی دیگر از این موارد تعصب بیش از حد در مورد حقانیت اهداف و عملکرد کمپین است که جلوی نقد سازنده و اصلاح کاستیها را خواهد گرفت و حرکت را به افراط یا تفریط خواهد کشاند مانند متمایز و جدا دانستن جنبش زنان از سایر جنبشهای آزادیخواهانه مانند جنبش کارگران و دانشجویان توسط خانم احمدی خراسانی. به نظر نگارنده باید برای کمپین نباید جایگاهی ممتاز و برتر از سایر حرکتهای مردمی در نظر گرفت و در کنار آن هم نباید بدون توجه به دستاوردهای آن، از کنارش گذشت یا آن را ناچیز شمرد. به نظر بنده حداقل دستاورد کمپین، تمرینی است برای رسیدن به فردایی بهتر.

