تبليغاتX
حرفی برای نگفتن - از آرشی به یک آرش دیگر

حرفی برای نگفتن

یادداشتهای روزمره آرش نصیری اقبالی دریاره سیاست و فرهنگ

این متن رو در جواب مقاله دوست عزیزم آرش کمانگیر نوشتم که بر لزوم رای دادن در شرایط حاضر تاکید کرده بود. با آرزوی ایجاد شدن بحثهای فکری عمیق تر در آینده ... دوست عزیز همانطور که خود می دانی اسم بزرگی را بر دوش می‌کشی. اسمی که وامدار آنی مظهر مبارزه با دشمنی ست که امروز از داخل نقشه غارت این مرز و بوم را به قیمت حذف کسانی می‌کشد که مالک حقیقی این کشورند. شاید تفاوت این دوره به انتخابات مجلس هفتم، همین مطرح شدن بحث تحریم انتخابات باشد که تا کنون هیچگاه به این صورت مطرح نبوده. تفاوت تحریم انتخابات در این دوره با دوره های قبلی اینست که در انتخابات مجلس هفتم واقعا کسی برای انتخاب وجود نداشت (درست حالتی که ممکن بود در این انتخابات با رد صلاحیت دکتر معین حاصل شود!) ولی در این دوره کسی برای رای دادن هست ولی دروغ بودن این نمایش دیگر بر همگان روشن شده! در این دوره برنامه ای برای تحریم وجود دارد. آغاز مقاومت منفی و مدنی که نشان از آغاز راهی بی بازگشت برای حکومت دارد. در مورد جامعه هم اکثریت جامعه در همه کشورها معمولا دید سیاسی خاصی ندارند. به همین دلیل این نخبگان و پیشروان فکری یک جامعه هستند که سطح شعور جامعه رو مشخص می کنند. به نظر من الان در حال حاضر نخبگان سیاسی و فرهنگی جامعه که مدتها در انزوا به سر می بردند کم‌کم در حال اتفاق نظر بر روی هدفی واحد هستند. البته من احزاب فعال امروز جامعه ایران رو جزء پیشروان جنبشهای اجتماعی ایران امروز نمی‌بینم و این افراد طبق گواهی این هشت سال دوره اصلاحات همیشه دنباله رو جو غالب جامعه بودند که به نظر من از روشنفکران واقعی الهام گرفته شده بود. شاید اگر مردم در دوم خرداد پای صندوقهای رای نمی‌رفتند یا پس از انتخاب آقای خاتمی جناح راست به عکس‌العمل حذفی مبادرت نمی‌ورزید امروز حزب مشارکت در این جایگاه قرار نداشت و دوست عزیز مطمئن باش که این حزب و سایر احزاب مجبورند برای ادامه حیات سیاسی یا اجتماعی به خواست اکثریت مردم تن دهند و مسلما دیر یا زود به این حرکت مردمی جهت رفراندوم خواهند پیوست. اکثریتی که امروز به سن جوانی رسیدند و خواستهایی متفاوت از تصورات این احزاب رو در ذهن دارند. چیزی مثل آزادی دین و آزادی اندیشه و آزادی در زندگی فردی و حریم خصوصی شاید برای کسانی که یکی دو نسل قبل از ما زندگی کرده‌اند کمی تخیلی به نظر بیاد (حداقل در کشوری مثل ایران) ولی به نظر من اجتناب ناپذیره و بیشتر از این سیستم نمیتونه جلوی مردم رو حداقل با لبخند زدن ظاهری بگیره و به قول معروم دوران با پنبه سر بریدن به سر اومده - البته تاریخ گواهی خواهد داد که مسیر این کشتی بی ناخدا به کدام سو می رود ولی من تا حدودی به آینده این حرکت امیدوارم مگر‌نه آینده خودم رو در این قمار به خطر نمی‌انداختم. موفق و پیروز باشید.

 آرش

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1384ساعت 3:1  توسط آرش نصیری اقبالی  |