میگویند لیاقت شما همین است! میگویند شما هم در راهیابی احمدینژاد به دور دوم به همان اندازه که بسیجیها تاثیرگذار بودند، دخالت داشتید. از طرفی دیگر میگویند: نگاه کنید! 30 میلیون نفر رای دادند. این یعنی شکست کامل تحریم. این یعنی شما هم مثل ما یا حتی بیشتر از ما دچار بحران مشروعیت هستید! شما هم دیگر حق ندارید از مردم سخن بگویید!
دلم خیلی گرفته. نه از آنکه مثلا فلان ... ها به دور دوم انتخابات کشورم راه یافتهاند. من حتی قبل از انتخابات، تکلیف خودم رو با رییسجمهور آینده مشخص کرده بودم. چه بخواهد نقش ناجی نظام رو بازی کنه، چه بخواهد نقش ناجی مردم رو یا حتی بخواهد اسلام "بر باد رفته" رو از مارگارت میچل پس بگیره!
آری، من رای ندادم. نمیگویم آنها که رای دادند اشتباه کردند! سرزنششان نمیکنم. درست است که اگر در کنار ما بودند احساس بهتری داشتم ولی مطمئنم خیلهاشان هدفی مشابه ما رو دنبال میکردن ولی از راه دیگر. فقط طرز برخوردهامان کمی با هم فرق دارد. من هم شاید بدم نمیآمد شعارهایی که دکتر معین داده بودند محقق شود! هر چند باز هم در همه این شعارها یه جوری سعی میکردن خط قرمزها یا همون ساختار کل نظار رو در نظر بگیرن و از اون جلوتر نرن. اینکه من رای ندادم درست، ولی هیچگاه نخواستم با اجبار یا حتی با منطق کسی رو مجبور کنم همراه من شود. حتی در خانه خودمون هم یکنفرمان رای داد. جالب است! من بیشترین حرفهایم رو تو وبلاگم میزنم که معمولا خوانندههای بسیار کمی دارد. حداقل در بین دوستان و آشنایانم. در خانهمان که مطمئنم کسی وبلاگم رو نمیخونه. بعضی وقتها خیلی احساس تنهایی میکنم. شاید در این شرایط حتی یک نفر هم برایم غنیمت باشه که حرفهای من رو بفهمه. یک نفر واقعی که بتونم باهاش حرف بزنم نه دوستان مجازی! با اسمهای ناآشنا.
وقتی نوشته آقای نبوی رو خوندم دلم بیشتر گرفت! ایشان که تا مدت زیادی همه کاندیداها رو مسخره میکردن یکباره به این نتیجه بزرگ رسیدن که به هر قیمتی باید رای داد! چون فکر میکردن در صورت انتخاب دکتر معین، ایشون فرش قرمز بزرگی در فرودگاه هنگام بازگشت آقای نبوی به وطن پهن میکنن. یادشان رفته که گنجیها و زرافشانها در زمان جناب خاتمی تمام دوره محکومیتشان رو گذروندن یا آقای اشکوری و عبدا.. نوری. فراموش کردند که 18 تیر 78 ها و خرداد 82 ها در دوره آقای خاتمی رخ داد. حرکتهایی که به علت نداشتن هیچگونه حمایتی، شدیدا سرکوب شد. همین شهر آشوبان خیال پرداز اینبار دست از تخیل برداشتند و نگاهی واقعی به اطرافشان انداختند! این لمپنهای خیابانی، این عربده کشان مست، کسی رو از این حزب محترم مشارکت کنار خودشون ندیدند. حتی خاتمی رو هم ندیدند. البته خاتمی رو دیدن ولی در کنار نظام. اونا حتی اونقدر اعتماد به نفس نداشتن که مردم رو هم (مثل بعضی ها) مایملک شخصی شون قلمداد کنن! دیگه حاضر نشدن خودشون رو تو این بازی (که قبلا از اون طردشون کرده بودن) شرکت بدهند!
آقای نبوی عزیز! اینقدر ما را از این چکمه پوشها نترسانید! ما خودمان طعم لگد اینها را چشیدهایم! نه یکبار که بارها. در همین چند سالی که به قول شما چکمه پوشان در خارج از صحنه بودند! اجازه دهید به بنده که بگویم متاسفانه این چکمه پوشهای عزیز از رئیس جمهور شما دستور نمیگیرند! نه از خاتمی و نه از معین و نه هر کس دیگر! شاید برعکس این موضوع برقرار باشد یعنی خاتمیها از این چکمه پوشها بهراسند و از ترس آنها مردم را معامله کنند! شاید تنها کسانی که این چکمه پوشها را خوب میشناسند همین شهرآشوبان خیال پرداز باشند. همین کسانی که هر روز چکمههای جفت شده را مقابل در دانشگاه مشاهده میکنند. همین کسانی که همسرشان را در مقابل چشمشان کتک میزنند ولی کاری از دستشان بر نمیآید به جز جدا کردنشان! آری اینها سیاست نمیدانند. اینها مشروعیت مردمی ندارند. اینها تریبون و روزنامه ندارند و تنها جایی که میتوان سخنشان را شنید همین مجلات دانشگاه و یا وبلاگهاست که خواننده بسیار کمی دارند و حتی همانها را هم سانسور میکنند و فیلتر! اینقدر به خود مغرور نشوید که مثلا وبلاگتان روزی چند هزار خواننده دارد. از شما هم نمیخواهم که مثلا جواب بنده را بدهید که مبادا خودم را مطرح کرده باشم و برای خودم به قول شما تبلیغات راه بیاندازم. فقط دوست دارم بدانید که آن مثلا دو سه میلیون نفری که در تهران یا سایر شهرها میتوانستند با رای دادنشان معین را به مرحله بعدی برسانند برای رای ندادنشان دلیل داشتند. نه اهل قهر و ناز بودند و نه اهل معامله! شما اگر منصف باشید باید به فکر فرو بروید که آن 23 میلیون نفری که به خاتمی رای دادند روز جمعه کجا بودند و چرا؟! جناب آقای خاتمی چه بر سر این مردم آورده که حاضر شدن به شخصیتهای منفوری مثل هاشمی یا کروبی رای بدن ولی نه به کسی که مدعی ادامه دادن راه خاتمیست! من هم مثل شما فکر خواهم کرد و به دنبال راه حل خواهم گشت. واقعا بهتر نیست کمی منصف باشیم و اینقدر توپ تهمت رو به طرف مقابل شوت نزنیم! به نظر من یک اشتباه بزرگ شما اینه که همه چیز رو از خیر سر جناب آقای خاتمی قلمداد میکنید و مردم و مبارزاتشون رو در این بین از خاطر میبرید! به نظر من این آقای خاتمی نیست که لحن صحبت کاندیداها رو عوض کرد بلکه این مردم هستند که دیگر کسی جرات ندارد مثل گذشتهها گوسفند یا شهروند درجه دو، خطابشان کند!
مطلبی دیگر در همین راستا
آقاي نبوي، كمي بيشتر تامل كنيد! شاهين رحيم
و نوشته دوست عزیز ف. م. سخن


