انتخابات برگزار شد. باز هم هزاران حرف و حدیث. باز هم دخالت و تقلب و جالب اینست که این مرتبه کاملا عیان و بدون شرم ... تا جایی که کار به قلدری و چاقو کشی و لات بازی میرسد یا حبس نماینده وزارت کشور هنگام انجام وظیفه. من نمیگویم که حال این تقلبها میتوانست نتیجه انتخابات را تغییر دهد (هر چند مطمئنم که اگر تقلبها و تخلفات گسترده دور اول نبود امروز شخص دیگری خود را منتخب مردم در این به ظاهر انتخاب میدانست البته باز هم به نظر من در حالت کلی خیلی تفاوتی نمیکرد چون مشکل اصلی در جای دیگر است) و مطمئنم اگر برادران هم به این نکته واقف بودند که با این اختلاف فاحش رای میآورند، اینقدر دیگر گندش را در نمیآوردند که صدای وزارت کشور هم بلند شود و اعلام کند که تقلبها در حد جزئی نبوده است. آنچه را هم که آقای خاتمی اصلا به آن اهمیت نداد این بود که درست است که نتیجه انتخابات مهم است ولی درست برگزار کردن انتخابات از آن کم اهمیت تر نیست. شاید این انتخابات و روشهای جدید پیش گرفته شده در آن گام جدیدی برای برگزاری انتخابات این چنینی باشد و هنگامی که خاتمی نتوانست جلوی چنین حرکات سازماندهی شدهای را بگیرد دیگر مثل روز روشن است که دولت احمدی نژاد قرار است چه مقلمهای را به عنوان انتخابات به خورد ملت دهد. شاید (یعنی امیدوارم) این انتخابات آخرین ننگ دولت در عهد شکنی نسبت به وعدههای شیرین داده شده باشد. آری! آن حرفهای کر کننده گوشی که میگفت: "از تک تک آرای شهروندان دفاع خواهم کرد" هنوز در گوشمان زنگ میزند و امروز می شنویم که این انتخابات جزو سالمترین انتخاباتی بوده که تا کنون برگزار شده است. خوب ما هم در این سخن شک نمیکنیم ولی حق داریم آه و فغانی سر دهیم از انتخابات پیشین که در آنها وضع از این هم بدتر بوده. حتی آقای خاتمی یا وزیر کشور آنقدر جسارت نداشتند که به طور رسمی، حداقل اعلام کنند که انتخابات با تخلف گسترده همراه بوده! البته بعد از برگزار کردن انتخابات مجلس هفتم و دفن حق انتخاب مردم، این قضیه خیلی دور از انتظار نبود!
(بازم میگین چرا به دکتر معین رای ندادی!!!)
در هر صورت چیزی که به نظر من مهمه اینه که الان محمود احمدی نژاد چه فوکولی و چه شیپیش! رئیس جمهور این مملکته. چیزی که باعث تعجب من میشه اینه که همه فکر میکنن آزادیهای فردی و اجتماعی که در زمان خاتمی به اونها هدیه داده شده بود از اونها گرفته خواهد شد و من هم دقیقا مطمئنم که با این طرز تفکر باید هم گرفته بشه چون لیاقتش رو ندارن. اگه کسی فکر کنه آزادی هدیهای ست که رئیس جمهور یه مملکت به مردم بینوای کشورش اهدا میکنه خوب باید هم اگه مثلا رئیس جمهور نخواهد چنین چیزی رو هدیه کنه، قید آزادیش رو بزنه ولی اگه آزادیهای فردی و اجتماعی رو جزو حقوق اساسیش بدونه دیگه هیچ کس نمی تونه اون رو ازش بگیره یا بخواهد بهش بده! چیزی که باید بدونیم اینه که شرایطی که الان در جامعه داریم (و تا حقوقمون به عنوان یک انسان، خیلی هم فاصله داره) رو مدیون آقای خاتمی نیستیم! آقای خاتمی اگر به ما آزادی داده لطف و محبتش نبوده بلکه وظیفهاش بوده و حق ما که آزادی داشته باشیم. (اونهم تو این مقیاس کوچک و آدم خر کن) هیچ احد الناسی هم حق نداره اون رو از ما بگیره مثل حقوق آخر ماهی که کارفرما از روی لطف و محبت به کارمندش نمیده! حال اگر بخواهند حقمون رو به ما ندهند و ما نتونیم اون رو مطالبه کنیم این دیگه مشکل خودمونه. مگرنه خیلی از کارفرماها اگر بتونن حقوق کارگراشون رو بالا میکشن!
به نظر من باید به جای آماده کردن خودمون برای پذیرفتن شرایط جدید، دیدمون رو عوض کنیم (به جای عوض کردن خودمون!) و روی حقوق اساسیمون پافشاری کنیم.
دیگر به عقب باز نگردیم. خواهیم توانست اگر بخواهیم. همه با هم و دست در دست هم


