تبليغاتX
حرفی برای نگفتن - گنجی‌های قلابی

حرفی برای نگفتن

یادداشتهای روزمره آرش نصیری اقبالی دریاره سیاست و فرهنگ

اول:

مطلب جدیدی که این روزها خیلی جلب توجه من رو به خودش می‌کنه تاکید بسیاری از شخصیت‌های سیاسی از جمله آقای خاتمی (که چند صباحی‌ست، به زبان دیگری سخن می‌گوید که برایم آشنا نیست!) و آقای ابطحی و سایر آقایان بر این نکته‌است که دستور مقام معظم رهبری حکم حکومتی نیست. خصوصا در این بین استدلال‌های جناب ابطحی خیلی جلب توجه می‌کنه! (که تا حدی هم من رو یاد رساله‌های فقهی میاندازه که از در و دیوار، نحوه توالت رفتن رو استدلال می‌کنن!) طبق نظریه ایشون، شورای نگهبان چون قبل از تمام شدن مهلت قانونی تایید صلاحیت‌ کاندیدا‌ها،  معین رو تایید صلاحیت کرده بنابراین در این وسط هیچ کار فرا قانونی صورت نگرفته که حکم حکومتی تلقی بشه و فرمایشات آقا تنها جنبه راهنمایی و ارشاد داشتند. (نتیجه گیری منطقی: هیچ کاری رو نمیشه قبل از تمام شدن مهلت قانونی‌اش انجام داد!) اونچه که در این وسط خیلی تو ذق می‌زنه اینه که توی این مملکت، هیچ کاری به دلیل خاصی احتیاجی نداره. یکی صلاحیتش تایید نمیشه ولی به خاطر مصلحت نظام اجازه می‌دهند که (علیرغم نداشتن صلاحیت) وارد صحنه بشه. حالا چیزی که این وسط هیچ کس نمیپرسه اینه که خوب حالا دلایل این رد صلاحیتها چیه و ثانیا آیا این وسط تنها چیزی که مهمه تایید صلاحیت شدن دکتر معینه یا مساله مهمتر از اون  انتخابات آزاده که در اون هر کسی خواست و موقعیتش رو داشت بتونه خودش رو در معرض انتخاب مردم بگذاره! چیزی که خیلی حالم رو بهم میزنه اینه که هیچ کدوم از این آقایانی که دم از اصلاح‌طلبی میزنن نپرسیدن که تکلیف بقیه کسانیکه رد صلاحیت شدن چیه! (پس اینجا چیزی که کاملا مشهوده اینه که عدالت تنها زمانی لازمه که در حق آقایان بی‌عدالتی صورت گرفته باشه و در مواقع دیگر ... نمی‌دانم!)

در هر صورت به نظر من تصمیم دکتر معین در اومدن یا نیومدن در حالت کلی اونقدر هم که آقایان در بوق میکنن سرنوشت‌ساز و حساس نیست چون در هر صورت چیزی که متاسفانه هیچ وقت مردان سیاست ما نفهمیدن اینه که یک حکومت در مقابل یک جریان نمی‌تو‌نه بیشتر از یه حد مشخص مقاومت کنه و حکومتی که به خواسته اکثریت ملتش تن نده محکوم به مرگه. حالا شاید نهایتا این تصمیم بتونه سد کوچیک دیگری هم در برابر این جریان آب که روز به روز داره شدید‌تر میشه قرار بده ولی همونطور که خودتون هم می‌دونید تا حالا هیچ سدی نتونسته مدت زیادی در مقابل جریان آب (حتی اگه زیاد هم نباشه) مقاومت کنه!

پیوست: نامه شورای نگهبان به رئیس جمهور درباره مفهوم حکم حکومتی

 

دوم:

امروز شاید بیشتر از هر زمانی نیاز به کسانی داریم که گنجی‌وار عمل کنن و این ماسکهای مصلحت رو بندازن دور و با چشم باز حرکت کنن. گنجی‌های قلابی، گنجی‌های اینترنتی پشت اون اسمهای پرطمطراق و ظاهرا روشنفکرانه، گنجی‌های پشت یک لوگوی 80*120   نقطه‌ای همشون محکوم شدن به مرگ. هیچ کدومشون نتونستن حتی یک قدم کوچک هم در راه کاهش فشارهای وارده به گنجی و گنجی‌ها بیارن! امروز دیگه همه می‌دونن که امضا کردنهای این شکایتنامه‌ها و طومارهای رنگارنگ و خوش‌خط، دردی رو از هیچ‌کس دوا نکره، نمیکنه و نخواهد کرد. عزیزانی که فکر میکنن سازمان ملل می‌تونه باطبی‌ها رو از چنگال این گرگان درنده نجات بده، بهتره برن تو آینه و یه نگاه کوچیکی به خودشون بیاندازن و ببینن که احیانا گوشهاشون یک کم بیش از حد معمول بلند نباشه (البته با عرض معذرت). ما یک مرد می‌خواهیم. یک اکبر گنجی، کسی که یک تنه می‌ره به سمت حقیقتهایی که باورشون داره و باش اهمیت دارن، نه کسی که از پشت صدتا نقاب و ماسک و مونیتور، اون رو نقد می‌کنه و مورد قضاوت یکجانبه خودش قرار می‌ده!

این نوشته آقای نبوی خیلی به دلم نشست.

 

به نظر شما وقت اون نشده که به جای مایه گذاشتن از دیگران، یه کمی هم از خودمون هزینه کنیم! (البته نه فقط برای امثال اکبر گنجی‌ها که برای خودمون!)

 

در این رابطه:

همه مردم مي دانند مسئوليت مرگ من متوجه چه کسي است! متن کامل نامه اکبر گنجي از زندان اوين

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم خرداد 1384ساعت 1:57  توسط آرش نصیری اقبالی  |