تبليغاتX
حرفی برای نگفتن - میدان 7 تیر یا میدان 22 خرداد!!!!

حرفی برای نگفتن

یادداشتهای روزمره آرش نصیری اقبالی دریاره سیاست و فرهنگ

امروز هم برگ سیاهی بر پرونده سیاه جمهوری اسلامی اضافه شد! نیروی انتظامی با پراکندن تجمع عده نسبتاً اندکی که حدود ساعت یک به پنج در پارک جنب میدان 7 تیر جمع شده بودن، اقدامات اولیه‌اش رو برای بر هم زدن تجمع کاملاً مسالمت آمیزی که قرار بود در اعتراض به ناعدالتی‌هایی که به صورت قانونی نسبت به زنان اعمال می‌شود (حالا جنبه غیر قانونی و عرفی آن بماند!) برگزار شود، رو آغاز کرد. در ابتدا هم جمعیت و هم تعداد افراد پلیس کم بود ولی با گذشت زمان بر تعداد هر دو افزوده می‌شد! حدود ساعت 5:30 تعداد زیادی از زنان (بیشتر به نظر من زن نما) مجهز به باتوم و چادر به نیروی انتظامی اضافه شدند! کم‌کم بر خورد‌های پلیس از حالت ارشادی خارج شد و حالت تهاجمی پیدا کرد ولی چون این رویداد در جای نسبتا شلوغی مثل میداد هفت تیر رخ داده بود و جمعیت جمع شده هم نسبتا زیاد بود، پلیس به صورت موردی شروع به حمله به جمعیت و کتک زدن آنان و در مواردی دستگیر کردن تعدادی از حاضرین می‌کرد ولی بعد از این عمل فوراً سعی در آرام کردن و جلوگیری از تهییج مردم می‌کرد! این برخوردها نشان از برخورد کاملاً توجیح شده و هوشمندانه آنها بود که تا حد امکان از درست کردن درگیری پرهیز می‌کردند...
در حدود ساعت 6، جمعیت حاضرین به حدود چند هزار نفر می‌رسید و اوضاع تا حدی از دست پلیس خارج شد ولی با حضور نیروهای اطلاعاتی و همچنین تعدادی از لباس شخصی‌ها اوضاع کمی تغییر کرد! پس از مدتی بر تعداد مینی‌بوس و ون‌های نیروی انتظامی افزوده شد و پلیس شروع کرد به دستگیری فلٌه‌ای مردم! حتی چند پیرزن هم در این حین با برخورد وحشیانه نیروی انتظامی به داخل این خودروها پرتاب شدند!
از نکات واقعا تاسفبار و درناک امروز (یعنی دیروز) بر خورد وحشیانه زنان باتوم بدست به کسانی بود که برای احقاق بخشی از حقوق این فلان فلان شده‌ها تجمع کرده بودند! البته بماند که وقتی به ما تذکر می‌دادند ما مسخرشان می‌کردیم و جرات نداشند چیزی بگویند ولی با دختر‌ها، خصوصا جوانتر‌ها برخورد بسیار وحشیانه‌ای داشتند که واقعاً خارج از شان یک "زن" بود! مخصوصاً یکی از آنها که خیکی بود و مثل گاو به ملت حمله می‌کرد (و البته دستش هم خونی شده بود)! پس از پر کردن دو تا مینی‌بوس و 7 ، 8 تا ون (یا شاید بیشتر، اینها رو من به چشم خودم دیدم!) جمعیت کم‌کم متفرق شدند و به پارک رفتند یا در خیابانهای اطراف شروع به گشت و گذار کردند!
از دیگر صحنه‌های جالب، فلیمبرداری چند تا از بروبچ اطلاعات از بالای سکوی پارک و چند نقطه دیگر از مردم بود که به نظر من بیشتر جنبه ترساندن رو داشت تا تحقیقات! (هیچ کس رو نمیشه به جرم رد شدن از خیابون براش پرونده درست کرد)  ولی این اقدام تاثیری در کاهش رفت و آمدهای مردم نگذاشت! و دیگری زدن گاز اشک آور در وسط جمعیت بود (که تا همین لحظه هم مشغول قلقلک دادن گلوی بنده است)! تا حدود ساعت 7 جمعیت تقریباً پراکنده شده بودن، ولی هنوز نیروی انتظامی حضور پر رنگش رو حفظ کرده بود خواهران فاطمه کاماندو در کنار بانک ملی در حال تازه کردن نفسشون بودن و بردارانشون هم هنوز در معابر ملت رو متفرق می‌کردن. حدود ساعت 7.30 در حوالی شمال پارک چند تا از پلیس‌ها شروع کردن به رژه رفتن! بعد فهمیدیم که خود سردار طلایی تشریف آوردن... بعدش خواهران دور هم به صف وایسادن و سردار از یکی از خواهران باتوم به دست تقدیر کرد و به ایشون خسته نباشید گفت! (بی‌ناموس فقط مونده بود که با ایشون دست هم بده! ) بعدش براران انصار دور حضرت حلقه زدن و شروع کردن به مصاحبه با سردار! (وقتی فکر می‌کنم اسم ماهی کوچولوی منم طلائیه دلم براش می‌سوزه!)
سردار هم با همون ژست همیشگی روشنفکرانش به حضار پاسخ می‌داد!

نکته:
شاید خیلی‌ها فکر کنن که این تجمع چون نتوست به شکل منسجم برگزار بشه و توسط پلیس بهم خورد، هیچ حاصلی در بر نداشته ولی به نظر من این طور نیست! عده زیادی از مردم که از کنار خیابون رد می‌شدن (پیاده یا داخل ماشین یا سوار موتور) از ما سوال می‌کردن که قضیه چیه و وقتی جواب می‌شنیدن که تجمعی برای حقوق زنانه تعجب می‌کردن و به نظر من که جرقه‌ای (حالا هر چقدرم کوچیک) در ذهنشون زده می‌شد!
شاید البته تجمع امروز هزینه سنگینی با توجه به تعداد ضرب و شتم‌ها و آمار دستگیر شدگان داشت ولی کاملاً مشهود بود که با مشاهده بر خورد با زنان، مردان حاضر در صحنه اندکی به خوشون اومدن و این قضیه برای حکومت هم کمی جنبه پر رنگ‌تری پیدا کرد. البته به نظر من شخص مساله حقوق زنان در ایران قبل از اینکه مشکل قانونی باشه به صورت مشکل فرهنگی در آومده و بیشتر زنان و دختران ما از قوانین نانوشته رنج می‌برن تا حق حضانت یا شهادت برابر... به هر حال به نظر من طرفداران آزادی زنان (من جمله خودم) بهتره علاوه بر جنبه قانونی قضیه، روی جنبه فرهنگیش هم کار و سرمایه گذاری کنیم. که این کار تا حدی توسط فعالین حقوق زنان انجام میشه ولی در مقیاس خیلی محدود!
مادران باید فرزندانشون رو برده و مطیع همسران آیندشون تربیت نکن و همگی باید یاد بگیرم که به حقوق همدیگه، سوای مساله جنسیت، احترام بگذاریم و اولین قدم اصلاح کردن خودمون و محیط اطرافمونه! البته قانون رو هم که بر آتش این بی‌احترامی‌ها و تبعیض‌ها دامن میزنه، باید اصلاح کرد!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 3:38  توسط آرش نصیری اقبالی  |