از دیرباز شنیدهایم که سربازی رفتن پسرها در مرد شدن آنها نقش بسزایی دارد و به قول معروف تا کسی سربازی نرفته باشد مرد نخواهد شد. اگر از دیدگاه عامیانه به این موضوع بنگریم، درمییابیم که به طور کلی هر گونه سختی کشیدن و مورد خشونت قرار گرفتن برای مردان مورد تشویق قرار گرفته و باعث بیشتر شدن اعتماد به نفس و افزایش روحیه مبارزهطلبی برای مواجه با ناملایمات روزگار قلمداد میگردد در صورتی که چنین تفکری غالباً درباره خانمها خیلی کمتر به چشم میخورد. مثلاٌ در هیچ جا نشندیدهایم که مثلاً خانمی که مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته یا کتک خورده و مورد تحقیر و توهین و فشار جسمی و روانی قرار گرفته، برای مواجه با سختیهای زندگی آماده میشود و برعکس اینگونه قلمداد میشود که چنین زنانی ظرافت و لطافت و به قول معروف، زنانگی خود را از دست دادهاند و تبدیل به کوهی از احساس خشم و انتقام گشتهاند.
حتی در بسیاری از موارد، خشونت معادل با واژه مردانگی قلمداد میشود این طرز تفکر در بیشتر فیلمهای ژانر اکشن فیلمهای هالیوودی حکمفرمایی میکند که مردی خشن و از جنس فولاد، به تنهایی لشکری از آدمهای شرور را از میان بر میدارد و معشوقهاش هم که اغلب توسط همین انسانهای شرور گروگان گرفته شده و مورد آزار و اذیت قرار گرفته، ناامیدانه رسیدن عشقش را انتظار میکشد یا مثلاٌ پسری که هر روز مورد آزار و اذیت همکلاسیهای خودش قرار گرفته و از دعوا کردن و کتک خوردن از آنها دوری میکند، نهایتاً تصمیم میگیرد که با چند نفر بزرگتر از خود به تنهایی درگیر شود و با کتک خوردن از آنها، مردانگی خود را ثابت کند.
پس از ذکر مقدمهای خواستم تجربهام را درباره خاصیتهای خدمت سربازی و رابطه آن را خصوصیتهای مردانه را بیان کنم. اولین چیزی که در مورد دوره آموزشی به ذهن میرسد دورهای است که یک مرد را تبدیل به یک سرباز میکند و تمامی خصوصیتهای فردی وی را از او سلب میکند و او را در یک قالب از پیش تعیین شده قرار دهد به نام یک سرباز که ماشینی است بدون اراده در خدمت فرمانده یا سلسله مراتب. فردی که حق فکر کردن یا تصمیم گرفتن در مورد درستی اعمال خود را ندارد و در مواقع مورد نیاز باید بکشد یا کشته شود تا قاب عکسش هم چوبی باشد برای تهدید بقیه و در خدمت سلسله مراتب. در دوره خدمت سربازی تهدید و تحقیر جزئی لاینفک از فعالیت روزمره را شامل میشود و سختیها و فشارهای جسمی تنها در کنار این فشارهای روحی است که میتواند یک انسان را تبدیل به یک سرباز کند. سربازانی همه با لباسهای همشکل و قیافههای مثل هم که مثل دستههای کارت آنقدر بر میخورند تا کاملاً یکنواخت و یکسان شوند و تسلیم نظم ظاهری و بیاندازه احمقانه.
یک نفر در آمار یعنی یک نفر از 100 نفر در گروهان یا یک پانصدم گردان. یعنی آجری در دیوار نظام که در صورت عدم هماهنگی خرد میشود و به عنوان کسری در آمار به سلسله مراتب گزارش میشود تا در اولین فرصت جایگزین گردد. شاید یکی از کارهای خیلی سخت در دوره آموزشی پیدا کردن فرد خاصی در میان دیگران باشد چون همه همشکل و هم لباس هستند. هدف نهایی شاید آماده کردن تو برای حل شدن در جامعهای باشد که ارزشی برای فردیت تو قایل نیست و از تو هیچ نمیخواهد جز آنکه چرخ دندهای ناچیز باشی برای چرخاندن چرخ جامعهای که ترا از درون تهی میکند و تا برای بقا حاضر به تن دادن به هر کاری باشی و در مورد درستی یا نادرستی آن فکر نکنی و فقط از اطاعت کنی از کسانیکه که در سلسله مراتب جامعه از تو بالاترند و اندکی از فشار طبقه بالا را بر زیر دستانت تخلیه کنی تا خرد نشوی! بیشترین مشکلات در دوره سربازی مربوط به نیازهای اولیه انسان مانند آب، غذا و تخلیه مثانه و روده است و وقتی دو روز آب در اختیار نداشته باشی آن زمان پی میبری که انسان چقدر موجود حقیر و ناتوانی است و چارهای ندارد جز اطلاعت محض از کسانیکه چون فرزندی یتیم و بیپناه و بدون اختیار، بدست آنها سپرده شده است تا از او انسانی بسازند که بتواند در شرایط لازم برادرش را تکه پاره کند. تنها عاملی که زندگی در شرایط غیر انسانی را برایت قابل تحمل و توجیه میسازد، همراهی اطرافیانت است که ناگزیر تو را در این راه از پیش تعیین شده همراهی میکنند و در راه مرد شدن با تو هم گام میشوند.
نکته جالب اینجاست که در نظر خیلیها داشتن سرباز زن نشانه توسعه فرهنگی و رشد جامعه قلمداد میشود یا بعضی از دخترها مشتاق گذراندن دوره خدمت سربازی هستند که نشان دهنده دیدگاه ارزشی نشان داده شده از شمایل یک سرباز توسط صاحبان قدرت است و متاسفانه تا وقتی که پدیدهای به نام جنگ و ظلم در دنیا ریشه کن نشده باشد، نیاز به هیزم برای روشن نگه داشتن آتش آنها برطرف نخواهد شد و کلمه "سرباز" از کتابهای لغت، قلم نخواهد خورد.
به امید روزی که تعریف مردانگی به واژه انسانیت نزدیکتر شود تا واژه خشونت و حماقت.
+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 17:4  توسط آرش نصیری اقبالی
|

